قدمگاه صبح

متن مرتبط با «ساعت» در سایت قدمگاه صبح نوشته شده است

ساعت برنارد

  • نیلوبلاگ

    تو اتاق نشیمن مشغول بودم..نگاه به ساعت کردم و ۸:۴۰ دقیقه شب بود. احساس کردم چه خوب! خیلی کارا انجام دادم و ساعت هنوز ۸:۴۰ است. بازم مشغول به کار شدم. اون شب گذشت ولی این حس خوب که کلی کار را توی زمان کم انجام دادم، با من بود.فردا دوباره تو اتاق نشیمن بودم و نشسته بودم روی مبل. چشمم به ساعت افتاد. ۸:۴۰ !!! خنده ام گرفت. ساعت خوابیده بود!..یاد حس خوب شب قبلش افتادم. اینکه نفهمیده بودم ساعت خوابیده! اینکه چه قدر احتیاج به این حس داشتم که کارها را زودتر انجام داده ام. این که چه اندازه دوست دارم زم...

    ادامه مطلب