این نوشته برای حدود یک هفته ی پیش هست. چون در طول هفته حسابی مشغول بودم نشد چیزی بنویسم
همون طور که می دونید تعدادی پتیشن که شامل در خواست های متنوعی از دولت های خارجی بود تو فضای مجازی پخش شده بود تا از همه ابرانی ها در موردش امضا گرفته بشه. خب طبیعتا پشت این قضیه بچه های خارج نشین بودن که با ساز و کار این مدل درخواست ها بیشتر آشنا هستند. بکی از درخواست ها که بسیار هم مورد توجه بود اخراج سفیر ایران از آلمان (به طور کلی کشورهای گروه هفت) و اخراج وابستگان به جمهوری اسلامی بود. هدف مورد نظر هم منزوی کردن جمهوری اسلامی به هر نحو ممکن! گرچه این پتشن امضاهای زیادی دریافت کرد ولی من آن را امضا نکردم. و می خواهم کمی در مورد آن بنویسم.
نمی دانم کسانی که این جور درخواست ها را مطرح می کنند آیا به تبعات اولیه آن اصلا فکر می کنند؟ اخراج یک سفیر اگر به معنای قطع کامل روابط دیپلماتیک با آن کشور نباشد، لا اقل این ارتباطات را به حداقل میزان ممکن کاهش خواهد داد. این یعنی متاثر شدن همه چیز، همه ی روابط تجاری، سیاسی، رفت و آمد ها و هر چیز دیگری که بین دو کشور باشد. من هر چه فکر کردم دیدم از این رهگذر بیشترین آسیب به مردم عادی، چه آنها که در داخل کشور هستند چه آنها که هر کجا خارج از ایرن زندگی می کنند، می رسد. الویت من برای هر تصمیمی توده ی متوسط مردم هستند. قطع کردن روابط تجاری و دیپلماسی ناخودآگاه بر روی بازار ایران و احتمالا ابعاد دیگر زندگی مردم تاثیر خواهد گذاشت. اگر کسی برنامه ی مهاجرت داشته باشد وسط زمین و هوا معلق خواهد شد. برای گرفتن ویزای مثلا آلمان لابد باید راهی کشور های همسایه شوند. تازه اگر برای ویزا دادن هزار اما اگر تازه نگذارند (چیزی شبیه ویزای آمریکا) برای کسانی هم که خارج نشین باشند بدون حضور کنسول گری ایران هر کار اداری عملا قفل می شود. من بیشتر فکر می کنم این درخواست فقط برای کسانی معنی دارد که جای پایشان را در کشورهای خارجی محکم کرده باشند و دیگر میلی به دیدن ایران نداشته باشند، نه کسانی که دلشان برای آن می تپد. برای مثال وقتی اوضاع ایران شلوغ شد چند ایالت در آلمان اعلام کردند که دیگر پناهنده های ایرانی را دیپورت نمی کنند و این چه خبر خوبی است برای کسانی که خودشان را رانده از ایران معرفی می کنند به امید گرفتن پناهندگی!
و اما در ازای این اخراج چه چیزی به دست می آید؟ این درخواست مربوط به هفت کشور است که تازه یکی از آنها که آمریکا باشد اساسا سفیری از ایران ندارد. یعنی شش کشور دیگر شامل آلمان، فرانسه، ایتالیا، بریتانیا، ژاپن و کانادا سفرا را اخراج کنند (تازه اگر بکنند) خب سفرا با همه خانواده و ایادی شان در هر کشور چند نفرند؟ 100 نفر؟ 150 نفر؟ خب به این ترتیب چیزی بین 600 تا 900 نفر اخراج می شوند و ضربه ای سنگین هم به اعتبار جمهوری اسلامی خواهد خورد. نتیجه ی این قضیه می تواند تحریم از جانب کشور هایی باشد که قبلا هم ایران را تحریم گرده بودند. حالا تحریم دوباره! در واقع ایران هم اکنون هم منزوی هست و انزوای بیشتر آن، لااقل از سمت این کشور ها سودی تخواهد داشت. شما وقتی می توانید روی کسی یا کشوری اثر بگذارید که روابط خودتون را با اون کشور نگه دارید. قطع روابط ممکن است به هر شرایط تاره ای بیانجامد. اخراج هزار نفر* هم شاید دل خیلی ها را خنک کند ولی به تعداد بیشتری آسیب وارد خواهد کرد.
راستش را بخواهید به نظرم این درخواست ها تا حدی نسنجیده و بچه گانه است. این درست مثل این است که مثلا آلمان با جمهوری اسلامی به خاطر رفتار های غیر انسانی با معترضان قهر کند و توقع داشته باشد ایران بیاید نازش را بکشد. ما هم که خوب می دانیم جمهوری اسلامی ناز بکش نیست.
یا اینکه بخواهید جمهوری اسلامی را به لجن بکشید و بگویید دیگر بدتر از این نداریم و این ها خیلی چنانند چنین...مشکل اینجاست که این کار هم شبیه تف سر بالاست آن هم وقتی گزینه ی بهتری بجایشان آماده نکرده ایم. باز هم نوعی تحقیر که لاجرم خودمان جلوی دنیا بر خودمان روا می داریم..این یعنی بخواهیم همه ی راهها و ارتباطات را قطع کنیم و جایگرینی هم برای آن نداشته باشیم.
در هر صورت من گاهی فکر می کنم حتی سردمداران آلمان هم وقتی این درخواست ها را می بینند متوجه می شوند که اینها بر خواسته از احساس مردم است و احتمالا افراد در مورد عقبات آنها به درستی تامل نکرده اند. حمایت آنها از این شلوغی ها ممکن است دلایلی مثل تحت فشار گذاشتن ایران برای خرید ارزان تر گاز برای اروپای بی گاز مانده هم باشد.(البته این یک فرضیه است)
به هر حال این ها حرف ها و فکر هایی است که الان با اطلاعات محدود خودم دارم، ممکن است درست نباشد و شاید فرداها به نتایج بهتری برسم. اینها اصلا به این معنی نیست که من رفتار اشتباه حمهوری اسلامی با مردم را توجیه کنم. اصلا... فقط فکر می کنم باید چیزهایی که مطالبه می کنیم را بهتر بررسی کنیم. مثلا اگر در پتیشن در خواست می شد که این افراد را شدیدا تحت فشار بگذارد. باز خواست کند و محدودیت هایی برای آنها اعمال کند به طوری که خودشان جا خالی کنند خیلی روش تمیزتر و موثرتری بود.
شخصا هیچ وابستگی ای به جمهوری اسلامی ندارم، تا زمانی که ایران بودم هم از لحاظ شغلی هیچ وقت کار دولتی نداشتم. حتی پدرم هم که آدم تحصیل کرده ای هستند، شغل دولتی نداشتند. با اینکه وابسته به جمهوری اسلامی نبودم ولی ضد آن هم نبودم. این روزها اما اشتباهات و پافشاری شان بر نفهمیدن، آدم را قفل می کند. الویتم همواره توده ی مردم است. و منفعت جمعی را در نظر می گیرم. بنابر این اینها که نوشتم هیچ کدام از سر منفعت طلبی نیست و صرفا برداشت های خودم از شرایط موجود است.
*: من تعداد درست افرادی که همراه هر سفیر وارد یک کشور می شوند را نمی دانم. اعداد کاملا تخمینی هستند.
ما را در سایت قدمگاه صبح دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93