دل تنگی عید

خرید بک لینک

از سال نو فقط دل تنگی اش برام موند.

یک ساعت مونده به سال تحویل با خستگی تمام رسیدم خونه..بعد از چند ساعت رانندگی پشت سر هم از مونیخ تا خونه دیگه نایی برام نمونده بود. ولی در عرض چند دقیقه یه سفره ی هفت سین چیدم. این قدر که تا نشستم سال تحویل شد!! بی سرو صدا البته. دقیقه های ساعت می گفت الان دیگه سال جدیده!! بعد اون یک تلفن به خانواده زدم و عیدم تمام شد..فردا صبحش وقتی سرم را از خواب بیدار کردم آرزو می کردم چند ساعت توی خونه ی مامان اینا بودم. شاید یه ذره مزه ی عید را می فهمیدم.

بعضی وقتا حس می کنم دارم خودمو به زور می کشم.

+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 21:37 توسط مادامین  | 

قدمگاه صبح ...

ما را در سایت قدمگاه صبح دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 12:24

صفحه بندی